خانم شهربانو بهارک کشاورز در خصوص انتخابات پیش رو کانون وکلاى دادگسترى مرکز نوشته اند :

 

 

 

 

*رای من کیست؟*

وقتی مخاطب این پرسش همکاران جوان هستید که به چه کسانی رای می دهید، یک معنی اش این است که به سنی رسیده اید که برای جمعی پیش کسوت بشمار می آیید- که این برای من باورنکردنی است چون باورم نمی شود که چهل و هشت ساله ام و هجده سال است مفتخرم به وکیل بودن- و معنی دیگرش این که چنان مورد مهرشان هستید که علاقه مندند نظرتان را بدانند، که البته فرزند “بهمن کشاورز” بودن نیز نقش بسزایی در علاقه عزیزان به شنیدن پاسخ من دارد، که اگر چنین نبود با بودن بزرگان صاحب اندیشه و فعالان صنفی صاحب نام من مورد این پرسش قرار نمی گرفتم.
من نمایندگانم در هیات مدیره کانون وکلا را با در نظر گرفتن معیارهای زیر گزینش می کنم:
اول – اگرشخصی برای بار دوم یا بیشتر داوطلب مدیریت است عملکردش در ادوار قبل چه بوده؟ چقدر به شعارهای پیش از ورودش پایبند بوده؟ می گوید فقط یک رای داشته و دیگران با او همراه نبوده اند، می گویم درست می گویید اما شرح مذاکرات نشان می دهد که چقدر در طرح پیشنهاد خود و پیگیری آن فارغ از نتیجه کوشیده اید. شعار دادن راحت است، چرخش زبان می خواهد و اعتماد به نفس بالا. ما در گزینش دوباره آنانی که یک بار یا بیشتر رای اعتمادمان را به دست آورده اند مسئولیم. هر شخصی سزاوار چندین بار نشستن بر صندلی مدیریت کانون وکلا نیست مگر آنکه عملکردش این شایستگی را نشان دهد.

دوم- اگر شخصی بار اول است که داوطلب مدیریت کانون شده چه حرف تازه ای برای گفتن دارد؟ آیا شعار می دهد یا راهکار اجرایی منطقی و قابل اجرا برای دو سال مدیریت احتمالی خود ارائه کرده است؟ آیا سوابقش حکایت از توان مدیریتی و اجرایی او دارد یا صرفا موفقیت های حرفه ای و تحصیلی اش را برشمرده؟ برای کانون و وکلا چه کرده؟ واقعیت این است که مدیریت امور وکلا ارتباطی با موفقیت های چشمگیر علمی و وکالتی ندارد. آنچه  داشتنش مهم است عزم جزمِ خدمت همراه با نام نیک و توانمندی مدیریتی است.

سوم- جوان بودن امتیاز نیست. جوان بودن تنها زمانی موضوعیت پیدا می کند که کاندیدای جوان ایده ای نو ارائه دهد و اجرایی کردن این ایده را در فضای موجود بلد باشد وگرنه مراجعه به گوگل و کپی برداری  و ترجمه برنامه های اجرایی شده کشورهای توسعه یافته، بدون انطباق آنها بر شرایط ایران کار دشواری نیست.

چهارم- سابقه طولانی وکالت امتیاز نیست. اینکه وکیلی سالیان سال به اصطلاح “کیف به دست” بوده  تنها حکایت از آن دارد که دردآشنای مسائل حرفه ای وکلا است و در بهترین حالت تجربهِ سالیان عمرش می تواند درسی باشد برای کارآموزان و نه لزوما عنصری مفید برای ارکان کانون. صرف معمر بودن امتیاز نیست. پرسش این است که تجربه طولانی وکالت چه توانمندی به وکیل داده که وی را از سایرین متمایز می کند و بر صندلی هیات مدیره می نشاند.

پنجم- سابقه درخشان علمی امتیاز نیست. با تعدد دانشکده های حقوق سراسر کشور ورود به مراحل عالی تحصیل آسان و با توجه به امکانات سالهای اخیر در نگارش پایان نامه های تحصیلی و مقالات پژوهشی و گوگل ترنسلیت خروج آسان تر است. بنابراین شخصا تحصیلات عالی را در گزینش کاندیدا لحاظ نمی کنم چون هیات مدیره کلاس درس نیست و وکلا دانشجویانِ نمایندگانشان نیستند. بی تردید حضور وکلای دانشمند با تحصیلات عالی در هیات مدیره به اعتبار کانون می افزاید اما  نه شرط لازم است و نه کافی.

ششم- جنسیت خط قرمز من است. اینکه بگوییم باید هر زنی را حمایت کنیم تا در هیات مدیره کانون وکلا زنان نیز حضور داشته باشند به نظرم توهین به زنانگی و یک شعار فمینیستی بی پایه است. زنان موفق هیات مدیره کانون های وکلای سراسر کشور به دلیل توانمندی هایشان درخشیده اند و نه زن بودنشان و آنجا که بر مواضعشان ایستاده اند، از موکلینشان دفاع کرده اند و قدرتمند تصمیم گرفته اند “وکیل دادگستری” و “مدیر” بوده اند و نه “زن”.

هفتم- باوری به تشکل علمی، حرفه ای، اسلامی، غیراسلامی، قومی و قبیله ای ندارم. دانش، تجربه، باورهای مذهبی، سنت های قومی و قبیله ای همه در جای خود ارزشمندند ولی هیچ جایگاهی در شغل وکالت ندارند. نه ارزشند و نه ضد ارزش.  همه وکلا هم دانش آموخته اند، هم تجربه کار دارند، هم باورهای ایدئولوژیک و شخصی و هم زاده نقطه ای از این خاک پاکند. هرگز نفهمیدم که استاد دانشگاه بودن یا “کیف به دست بودن” یا جانباز و رزمنده و حوزوی بودن یا مثلا لر و کرد و گیلک و مازنی بودن چه ارتباطی به مدیریت کانون دارد که همکاران زیر پرچم این عناوین گرد هم آمده اند و تشکل تشکیل داده اند.

هشتم- شجاعت و موضع گیری شفاف و استقلال رای لازمه ورود به هیات مدیره است. تاریخ نهاد وکالت در هم تنیده با بحران هایی است که هریک به تنهایی می توانست ریشه های کهن این نهاد را بخشکاند. شجاعت و موضع گیری بهنگام نه تنها مدیران- که تمامی وکلای کشور ما را به ساحل نه چندان امن امروز رسانده. در چند ماه اخیر نیز نهاد وکالت از هجمه های براندازانه بی بهره نبوده. کاندیداهای گرامی چقدر در برابر این هجمه ها صریح و شفاف موضع گیری کرده اند؟ آیا سکوت کرده اند که صلاحیتشان رد نشود؟ کاندیدایی که درباره مسائل مبتلابه زمان تبلیغات خود سکوت می کند، یا اگر حرفی می زند صرفا شعار است و نه راه حل، یا خود را بی نیاز از اظهارنظرمی بیند، یا شجاعت اظهارنظر ندارد، شایستگی حضور در هیات مدیره را ندارد چرا که با ورود به هیات مدیره نیز شهامت دفاع از کیان کانون را نخواهد داشت. شجاعت و آزادگی و استقلال رای و اقتدار شروط لازم وکالت اند و با محافظه کاری قابل جمع نیستند- به ویژه در جایگاه هیات مدیره. با نگاهی گذرا به عملکرد کاندیداهای گرامی پس از تعویق انتخابات نام های زیادی از برگه رای شما خط خواهند خورد.

نهم- کاندیدا در طول دوسال چقدر حضور فعال در هیات مدیره خواهد داشت؟ کاندیدایی که نتواند در دوسال مدیریتش از کار حرفه ای و درآمدش چشم پوشی کند، کلاس های درسش را به حضور در هیات مدیره ترجیح دهد، پاسخگوی تمام وقت وکلا نباشد و روی خوش و حضور موثر در کمیسیون ها نداشته باشد شایسته حضور در هیات مدیره نیست. مدیری که در دو سال مدیریتش پرونده ها و میزان تدریسش افزایش و حضور موثرش در کانون کاهش پیدا می کند باید به وکالت و تدریس بپردازد و نه مدیریت کانون وکلا. (ر.ک. بند اول)

دهم- سخندانی، برازندگی ظاهری، شان رفتار و از همه مهم تر آثار قلمی کاندیدا. این بند نیاز به توضیح ندارد و قضاوت درباره این ویژگیها آسان است.

یازدهم-  و آخراینکه کاندیدا چقدر توانایی همکاری و همسو شدن با سایرین را دارد؟ آیا می داند که تنها یک رای دارد و سایر مدیرانِ چه بسا جوان تر، شاگردان یا کارآموزانش نیستند و هدف نمایندگانِ وکلا در جایگاه کلیدداران خانه وکلا باید نیل به بهترین تصمیمات برای بهتر اداره کردن این خانه باشد؟ آیا می داند که او خدمتگزار موکلین خود است وضرورت این خدمتگزاری انعطاف اندیشه است و حسن نیت؟ آیا آمادگی دارد تا باورها و حس های شخصی اش را به مدیران دیگربه مدت دوسال در کنج ذهنش نهان کند و مقتدرانه و شجاعانه مدیریت کند؟ یا در بزنگاه خطرناک امروز همچنان درگیر کلیشه های ذهنی، چون تشکل علمی و حرفه ای و غیره است و ناسزاگویی به سایرین را در قالب نقد به کار سخت ترجیح می دهد؟ یا چنان دلگیر و ناامید می شود که بی هیچ توضیحی به موکلینش عطای کار را به لقایش می بخشد و پا پس می کشد و قهر می کند؟ بررسی خلق و خوی کاندیدا و سوابق رفتاری و حرفه ای او و پرس وجو دراینباره کارساز است.

می دانم می گویید انتخاب دشوار است. برای خیلی ها و من نیز چنین است. بسیاری از آنانی که که به نامشان و صلاحیتشان و شرافت و غیرتشان برای اداره کانون قسم یاد می کردم واجد صلاحیت شناخته نشده اند و خوب می دانم چرا و این را نیز می دانم که نقطه های سیاه تاریخ روزی برملا خواهند شد و در نهاد وکالت نیز چنین خواهد بود. ولی هوشمندانه و فارغ از غوغاهای گوشخراش فضای مجازی و تخریب های نشات گرفته از کلیشه های ذهنیِ بی انعطافِ برخی همکاران که به نظرم زمانشان سپری شده رای می دهم. من رای می دهم و خود را مسئول هر نامی می دانم که در برگه رای می نویسم- حتی اگرفقط یک نام باشد- چه بسا آن نام با یک رای من کلید دارخانه ام شود و سرنوشتم را به او بسپارم. من رای می دهم و امیدوار روزهای روشن تری برای خانه ام هستم. خانه ای که برای پدرم خانه اول و آخر بود، عاشقانه در آن زیست و عاشقانه ترکش کرد. من رای می دهم و شما را نیز دعوت می کنم تا با دقت کاندیداها را ارزیابی کرده و برای حفظ خانه مان رای بدهید تا با مشارکت حداکثری مدیرانی را برگزینیم که با حمایت ما شجاعانه در مقابل هجمه ها ایستادگی کنند و وکلا را در این ایستادگی همسو و همدل کنند. دست بیگانگان از حریم امن خانه مان تا ابد دور باد.

شهربانو بهارک کشاورز

وکیل دادگستری

درباره نویسنده

رفتن به بالا